سه سالگی رو دوست دارم با تمام مبارزات رو به استقلال و صبوری ها به شیوه ی دندون رو جگر!!! با تموم سوال جوابای بی وقفه و دور از ذهن !!! با همه ی دلتنگیای هنگام خواب دخترم...

گاهی از اینکه توسط دختر خودم محک زده میشدم به خشم میومدم و با تمام انرژی ام سعی میکردم وارد کوره ای که اون برام ساخته بود نشم.

من نزدیک به 3 سال است که مادرم و کمتر از 10 روز دیگه سه سال مادری رو جشن میگیرم.

آوینم ، مهربونم ، عشقم ممنون که هستی. شکر که من رو لایق مادر بودنت دونستی

دوستت دارم تمام آرزوهای من.

شنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٢ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات ()
تگ ها:

سر خوردم . پام شکسته و تو گچ است...

آوین رفته از بالا وسایل رو با پدرش جمع کند که بریم خونه مامانم... از بالا میگه: مامان یه روسری خوب برات انتخاب  میکنم !

من :ماچقهقهه

جمعه ۱٠ خرداد ۱۳٩٢ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات ()
تگ ها:

من: روی دسته مبل نرو

آوین: میخوام برقصم

من:بیا پایین برقص

آوین: اینجا دوست دارم

من:آخه میوفتی خطرناکه

آوین :قول میدم مواظبم

من[ سوال  نه لطفا بیا پایین

آوین: قول میدم قول ایتیام ( احتیاط)

 قول قول قول

جمعه ۱٠ خرداد ۱۳٩٢ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات ()
تگ ها:

آآآآآآآآآآآآآه ! چه آرامش پر از دلتنگی است ...

وقتی میخوابی دخترکم و من کاری برای انجام دادن ندارم جز نگاه کردن به  صورت آرومت و  شنیدن صدای نفسهات ... نفس مامان

چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات ()
تگ ها:

بعد از تعطیلات پروسه جمع کردن چمدانها با آموزش توالت رفتن همراه شد خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکردم آوین همکاری میکرد تاااااااااااااااااااا امروز که دیگه ش ر ت ی توی کشوش نمونده بود که بپوشه و من با تحقیقاتی کرده بودم امروز رو پمپرز پوشوندمش !!!  الان خوشحال تر به نظر میرسه !!!!

فردا دوباره شروع میکنیم :)

پنجشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٢ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ توسط لادن نظرات ()
تگ ها: